ثریا طرزی، ملکه ای که در تبعید زاده شد و در تبعید در گذشت!
ملکه ثریا طرزی دختر محمود طرزی و خانم شاه امان الله، در ۲۴ نومبر سال ۱۸۹۹ مسیحی در شهر دمشق پایتخت سوریهٔ امروزی چشم به جهان گشود.
پدرکلان ثریا طرزی، سردار غلام محمد خان طرزی، نسبت مخالفتی که با پادشاه وقت امیرعبدالرحمن خان داشت، همراه با خانواده اش به هند تبعید شد. خانوادهٔ طرزی بعد از مدتی به شام که تحت کنترول ترکیهٔ عثمانی بود رفته و در دمشق اقامت گزید، جاییکه ثریا طرزی در عالم تبعید از وطن زاده شد. وی تعلیمات ابتدایی را تحت نظر پدرش فرا گرفت و علاوه از زبان دری، به لسان های ترکی، فرانسوی و عربی نیز تسلط داشت. بعد از وفات امیر عبدالرحمن خان، پسرش، امیر حبیب الله خان با مخالفین سیاسی پدرش روش ملایم تری را اختیار نموده و اجازه داد که محمود طرزی و خانواده اش دوباره به کابل برگردد. در این میان دو پسر امیر حبیب الله خان، شهزاده امان الله با ثریا طرزی و شهزاده عنایت الله با خیریه طرزی، دختران منور و تحصیل یافتهٔ محمود طرزی ازدواج نمودند. خیریه طرزی، خواهر بزرگ ملکه ثـریا از زنان با دانش و فاضل عهد خویش بود. خیریه طرزی، که زن دانشمند و خوشنویس بود، در شانزده سالگى تحت نظر پدرش محمود طرزى به ترجمۀ کتاب “قصص الانبيا” از زبان ترکى به لسان دری پرداخت و متن ترجمه را با خط زيباى نستعليق خود کتابت نمود.
ثریا طرزی که در خانوادهٔ منور محمود طرزی تولد و بزرگ شده بود، در سال ١٩١٣ میلادی با شهزادهٔ جوان امان الله عقد نکاح بست و در سال ۱۹۱۹م زمانی که امان الله خان به مقام پادشاهی رسید، ثریا طرزی ملکهٔ مبتکر و نواندیش افغانستان شد و از طرف علیاحضرت سراج الخواتین مادر شاه امان الله برایش لقب “شاه خانم” داده شد.
ملکه ثریا طرزی یک زن روشن و فاضل پرورش یافتهٔ دامان خانوادهٔ محمود طرزی بود، که در رشد و انکشاف معارف افغانستان، بخصوص تعلیم و ارتقای سطح دانش زن افغان سعی بلیغ نمود.پدرش محمود طرزی و پدرکلانش سردار غلام محمد خان طرزی، هر دو شاعر، نویسنده، ادیب، فرهنگی و مردان دانشمند و روشن بودند.
کارنامه های تاریخی شاه امان الله و ملکه ثریا در بخش ترویج معارف، که از طرز تفکر محمود طرزی پدر ژورنالیزم معاصر افغانستان ملهم بودند، مشحون است از تلاش های شباروزی در راه رشد و انکشاف سواد و تنویر افکار جامعه مخصوصاً روشنگری زنان افغانستان.
مکتب دخترانه برای نخستین بار در سال ۱۹۲۱م در منطقهٔ شهرآرای کابل افتتاح گردید که پنجاه نفر شاگرد داشت که شامل دختران خورد سال و زنان جوان بود.
میرمن اسما رسمیه طرزی، خانمِ محمود طرزی و مادر ملکه ثریا که در خارج از افغانستان تحصیل کرده بود، مسئولیت اداره و تدریس اولین مکتب زنانه را عهده دار بود. در این مکتب تعدادی از معلمین ترکی، آلمانی و هندی نیز تدریس می نمودند.
بتاریخ ۱۷ مارچ سال ۱۹۲۱م اولین نشریهٔ مخصوص زنان بنام “ارشاد النسوان” به همت ملکه ثریا طرزی به چاپ رسید که میرمن اسما رسمیه طرزی، مدیر مسئول آن بود.
از ماه دسمبر سال ۱۹۲۷م الی ماه جولای ۱۹۲۸م ملکه ثریا به معیت شاه امانالله به “سفر بزرگ” به کشور های ایران، ترکیه، شوروی، انگلستان، آلمان، فرانسه، ایتالیا، مصر و هندوستان سفر نمود که این سفر علاقمندی شاه امان الله و ملکه ثریا را برای عمران و پیشرفت افغانستان چند برابر ساخت.
هنگام بازگشت از این سفر، شاه امان الله لویه جرگه را تدویر و از عمران، تجدد و نوگرایی سخن گفت و بعضی رسوم ناپسند را مورد انتقاد قرار داد.
میر غلام محمد غبار ازچشمديد های خویش مينويسد:
“روزى که ملکه ثريا در يک اجتماع از پيشرفت زنان جهان و عقب ماندگى زنان افغانستان سخن زد، زنان با درد بگريستند و پنجاه نفر زن فى المجلس خود شان را در خدمت معارف و تاسيس اولين مدرسه زنانه گذاشتند. ملکه چنان متأثر و منفعل گرديد که خودش وظيفه مفتشى مکتب مستورات را بر ذمه گرفت.”
شاه امان اﷲ پس از حصول استقلال سياسى افغانستان در سال ۱۹۱۹م، به نقش زنان در روند تحولات اجتماعى توجه خاص مبذول داشت.
به اين منظورانجمن نسوان و مکاتب دخترانه را تأسیس و تعدادى از دختران را براى فراگيرى تحصيلات عالى در رشته هاى طبابت، نرسنگ و دیگر رشته ها به کشور اسلامی ترکيه فرستاد. ازدواج با صغير را ممنوع اعلان کرد و تعداد ازدواجات یک مرد را با چهار زن محدود ساخت. امان اﷲ خان در مورد عنعنهٔ غیراسلامی گرفتن طويانه و عروسى پرمصرف، قيوداتى وضع کرد تا فشار اقتصادی مصارف کمرشکن عروسى از روى شانه هاى خانوادهٔ داماد کم شود و سن ازدواج را براى مردان ٢٢ سال و براى دختران ١٨ سال تعيين نمود.
لويه جرگه دوم که بخاطر خاموش کردن شورش پکتيا تدوير يافت، چون اکثريت اعضاى آن جرگه را ملاکين، خانها و روحانيون مخالف اصلاحات تشکيل ميداد، بعضى تعديلات در برنامه اصلاحی وارد شد که دولت مجبورشد تا موقتاً آنرا بپذيرد. با همه این مشکلاتی که فراراهِ شاه امان اﷲ قرار داشت، در برنامه هاى اصلاحى دولت براى حقوق زنان فصل خاصى عنوان شده بود.
شاه امان الله و ملکه ثریا هر دو عمیقاً از اندیشه های مترقی محمودطرزی در جهت تحصیل زنان و تحول فکری آنان ملهم بودند.
در سال ۱۹۲۶م در تجلیل از هفتمین سالگرد استرداد استقلال افغانستان، ملکه ثریا سخنرانی تأمل برانگیز و الهام بخشی ایراد نمود.
وی گفت: “استقلال متعلق به همهٔ ما است … آیا فکر می کنید ملت ما تنها به خدمت و کار مردان نیاز دارد؟ زنان ما باید همانند زنان در سالهای اولیه ملت ما و مانند صدر اسلام سهم خود را داشته باشند … همهٔ ما باید تا حد ممکن در کسب دانش و تعلیم تلاش کنیم.”
محمود طرزی از نقش برجستهٔ زنان در دوران خلافت عباسى یاد می کرد.
به قول او: “زمانىکه تمام زنان و مردان اروپائى بى سواد و بی تعلیم بودند، زنان مسلمان موقف هاى مهم داشتند و حتى در مقامات ادارى کار ميکردند.”
محمود طرزى مانند تجدد خواهان و اصلاح طلبان هم عصر خویش قوياً از داعيه زنان حمايت مى نمود و استدلال ميکرد که فقط زنان تعليم يافته و منور مى توانند خانم ها و مادران خوب باشند و همين زنان اند که فرزندان خوب را که آينده متعلق به آنهاست، ببار می آورند.
چون در زمان محمود طرزی شرايط زنان مسلمان (بخصوص زنان افغان) بسيار رقت بار بود، طرزى، شاه امان الله و جوانان افغان اولین مدافعان حقوق زنان و نخستين طرفداران حق تحصيل و ازدواج مرد با يک زن در افغانستان بودند.همچنان طرزى توضيح ميکرد که علت سقوط افغانستان پس از دوران تيمورشاه تعدد زوجات بين حکمروايان بود که در نتيجه اولاد هاى متعدد آنها با ادعاى حق مساوى به پادشاهى، کشور را در مبارزه داخلى قدرت تکه - تکه و پارچه - پارچه کردند.
ملکه ثريا پس از بازگشت ازسفر اروپا، مقاله اى را به تاريخ ٢٥ جولاى ۱۹۲۸م در اخبار “امان افغان” منتشر ساخت که در آن در مورد چادرى گفته شده بود: “چادرى زن را از تنفس هواى آزاد مانع می گردد و به همين سبب اکثريت شان به مرض مبتلا شده اند. عنعنهٔ پوشيدن چادری که معلوم نيست از کجا وارد اسلام شده، رفته - رفته شکل مذهبى را بخود گرفته که در همه اديان و کشورها ديده میشود، طوريکه برقع و دولاق امروز در وطن ما يک عمل عنعنوى بوده که رفته رفته جاى خود را در دين باز نموده و به آن صبغه مذهبى داده اند. حالانکه در عربستان و دیگر کشورهای مسلمان عربی چیز به نام چادری وجود ندارد.”
قبل از نشر این مقاله، ملکه ثريا با عده اى از زنان بحث و گفتگو کرد. نخست دختران مکاتب را ملاقات نموده و با آنها در مورد چادرى صحبت کرده و آنها را تشويق نمود تا در اصلاح این امر سعى و کوشش نمايند، اما مجبور نيستند. سپس ملکه تعدادى از زنان را درقصردلکشا ملاقات نموده و به آنها توصيه نمود که با مردان در کارها بخصوص در راه انکشاف کشور سهم مساوى گرفته و در چهار ديوارى خانه محبوس نباشند.
ملکه ثریا نظر داشت که زنان از نظر دینی مى بايد يک روپوش مخصوص در سرکنند تا موهاى شان را بپوشاند. پنهان کردن دست و روى زنان در روستاهاى کشور رايج نيست. ضمناً معلوم نیست که از چه زمانى برقع و دولاق که زن را از فرق سرتا شست پا در خود مى پيچد، رايج گشته و در شهرها رفته رفته چنان اهميت پيداکرده که اگر زنى بدون برقع از خانه خارج شود، گويا که آبروى مرد را از بين برده است.
بايد گفت که برقع و چادری کدام صبغه اسلامی نداشته و در اکثریت کشور های اسلامی رواج ندارد.
ملکه ثریا رسالهٔ “زن – اسلام” را نوشت و در تاسيس“ارشادالنسوان” و“انجمن حمايت از نسوان” نقش اساسی داشت. در لويه جرگهٔ ١٩٢٨م در کابل که زنان هم در آن شرکت داشتند، میرمن کبرا خواهر شاه امان اﷲ به نمايندگى از زنان افغانستان سخنرانى کرد.
بعد ازین لویه جرگه ملکه ثريا زنان روشنفکر قندهار را به حضور پذیرفته و با آنها صحبت نمود تا آنها در برگشت از تحولات و زندگى نوين در کشور به ديگر زنان حکايت نموده و آنها را نیز مطلع سازند.
در طرح اصلاحات اشاره شده بود که هيچ فرد نظامى نمی تواند مريد، پير و یا رهبر مذهبى شود و نه در سياست مداخله کرده ميتواند. همچنان اعلان گرديد که اشخاصی که خانم خارجى دارند در وزارت خارجه استخدام شده نمى توانند، مگر اينکه از خانم خارجى خویش جدا شوند. برمسئله تعليم مختلط دختران و پسران از سن شش تا ده سالگى بمنظور جلوگيرى از مصرف بودجه اضافى براى ايجاد مکاتب بحث صورت گرفت و مورد قبول قرار گرفت.
… و درین میان دیو شوم استعمار و آیادی آن که منتظر فرصت بودند، زمینه را مساعد دیده و علیهٔ شاه ترقی پسند و ملکهٔ روشنگر به تبلیغات زهرآگین و ناروا پرداختند.
آنها تصاویری دستکاری (به اصطلاح امروزی فوتوشاپ) شده ای را به نام ملکه ثریا در بین مردم نشر کردند. آنها با پخش اکاذیب و توزيع پول به يكتعداد عناصر ضدملى و ضدترقى به کمک بعضی متنفذین به اصطلاح روحانی، زمینهٔ تحریکات و شورش علیه پلان های ملى و ترقی خواهانهٔ شاه امان الله را مساعد ساختند.
استعمار انگیس با توزیع پول و اسلحه، جاهلترین عناصر را علیه شاه تجدد پسند، استخدام، تمويل و تسليح نمود، که این عوامل و سطح پائین آگاهی جامعه زمینهٔ سقوط دولت مترقی امانی را فراهم ساخت.
متأسفانه امروز نیز حتی بعضی تحصیل یافته ها، سنگ طرفداری آن آله های ساخت دست استعمار و سپاهیان جهل و سیاهی را به سینه می کوبند.
در سال ۱۹۲۹ عیسوی انگلیسها توانستند بواسطهٔ عمال خویش شاه امان الله را که طرفدار خونریزی هیچ هموطنش نبود، با خانواده اش مجبور به ترک وطن سازد.
ملکه ثریا طرزی با خانواده اش نخست به هندوستان و از آنجا به کشور ایتالیا رفت.
ثمرهٔ ازدواج ملکه ثريا و شاه امانالله شش دختر و چهار پسر بود:
- شاهدخت آمنه
- شاهدخت عابده
- شاهزاده سیف الله (در طفولیت وفات نمود)
- شاهدخت ملیحه
- شاهزاده حمایت الله (در طفولیت وفات نمود)
- ولیعهد رحمت الله خان
- شاهدخت عادله
- شاهزاده احسان الله
ـ شاهدخت هندیه
- شاهدخت ناجیه
ملکه ثریا به تاریخ ۲۰ اپریل سال ۱۹۶۸ عیسوی در روم پایتخت ایتالیا در عالم تبعید و دوری از وطن بعد از تحمل رنج ها و مشقات فراوان چشم از جهان بست.
پیکرش با تشریفات خاص نظامی تا میدان هوایی ایتالیا مشایعت و جنازه اش به افغانستان انتقال شد.
ملکه ثریا طرزی در کنار شوهرش، شاه امان الله که هشت سال قبل از وی جهان فانی را وداع گفته بود، در شاهی باغ جلال آباد به خاک سپرده شد.
روح این ملکهٔ ترقی خواه و تجدد پسند شاد و بهشت برین مأوایش باد.



