پیام لمر
Trending

تفکیک نام های دری، تاجیکی و فارسی

نویسنده: محمد داود

تفکیک نامهای دری، تاجیکی و فارسی نه یک مرزبندی سیاسی کاذب، بلکه رسمیت بخشیدن به اصالت، استقلال فرهنگی و روند تحول مستقل زبانی در سه جغرافیای مجزاست. تلاش جریانهای افراطی و گریزمرکز برای حذف نام تاریخی دری و اصرار بر جایگزینی مطلق آن با کلمهٔ فارسی، نه یک دغدغهٔ فرهنگی، بلکه یک پروژهٔ استخباراتی و سیاسی برای ذوب کردن هویت تاریخی افغانستان در بدنهٔ ناسیونالیسم همسایهٔ غربی است. از این واقعیت انکار ناپذیر چرا چشم پوشی می کنید؟ فرضیهٔ علمی و قطعی این است: زبان رسمی افغانستان دری است، زبان تاجیکستان تاجیکی و زبان ایران فارسی؛ این سه گرچه از یک ریشهٔ مشترک تمدنی برآمدهاند، اما امروز سه شاخهٔ کاملًا مستقل، با ساختار، فونتیک، لهجه و واژگان بومی خود هستند.

اصالتِ تاریخی و گهوارهٔ زبان در هندوکش است، نه در فارس. چقدر مضحک است جریانی که مدعیِ تمدن است، نام اصیل و کهنِ دری (زبان دربار و مروارید غلطان) را رها کرده و اصرار دارد نامِ جغرافیاییِ یک ولایت در جنوب ایران (پارس/فارس) را بر شناسنامهٔ زبانی مردم افغانستان برچسب بزند! این گداییِ نام، اوج خودکمبینی فرهنگی است.

از نظر زبانشناسی تاریخی، گهواره و محل تولد زبانِ معیار کنونی، خراسانِ دیروز و افغانستانِ امروز (بلخ، هرات، غزنی، بست و کابل) بوده است، نه ولایت فارس در جنوب ایران. ناصرخسرو قبادیانی صراحتاً میگوید: منوچهری شعر به پارسی گفتی و من به دری گویم؛ ابنمقفع و حمزه اصفهانی نیز در سدههای نخستین اسلامی صراحتاً دری را زبان پادشاهان و دربار خراسانی غزنویان و سامانیان میدانند. ایرانِ امروزی، قرنها بعد این زبان را از گهوارهٔ اصلیاش (افغانستان) وام گرفت؛ بنابراین، نام دری صفت اصیل، بومی و تاریخی زبان ماست که قدمت و وجاهتش از کلمهٔ فارسی برای این جغرافیا به مراتب بیشتر است.

این آقایان چنان شیفتهٔ مهندسیِ زبانی همسایهٔ غربی هستند که میخواهند واژگانِ مانوس و اصیلِ کابل و فرارود را با کلمات ساختگی و فرانسویمآبِ تهرانی جایگزین کنند! آنها فرقی میانِ ظرفِ مشترک و مظروفِ بومی نمیبینند.

زبان یک موجود زنده است که در بافت جامعه رشد میکند. زبان دری افغانستان، به دلیل پیوند تاریخی با زبانهای پشتو، ترکی و اوزبکی، واژگان اصیل و کهن خراسانی خود را حفظ کرده است (کلماتی مثل شفاخانه، پوهنتون، موتر، چوک، مکتوب.) در مقابل، زبان فارسی ایران به شدت تحت تأثیر زبانهای فرانسوی، عربی مدرن و لغت سازیهای دستوری فرهنگستان ایران قرار گرفته است (بیمارستان، دانشگاه، اتومبیل، میدان، نامه.) همچنین زبان تاجیکی به دلیل تسلط سدهٔ اخیر شوروی، واژگان و حتی الفبای سیریلیک خاص خود را دارد. ادغامِ جبری و زوری این سه شاخه در نام فارسی، نادیده گرفتن

بدیهیات علم زبانشناسی اجتماعی (Sociolinguistics) است. قانون اساسی و صیانت از هویت ملی افغانستان شوخی نیست: جریانِ خراسانخواهی میخواهد قبالهٔ زبانی کشور را به نامِ فرهنگستانِ تهران بزند تا فردا بتواند ادعا کند ما مرزِ فرهنگی و سیاسی مستقلی نداریم. نام دری، سنگرِ صیانت از استقلالِ ملی ماست.

در تمام قوانین اساسی افغانستان (از گذشته تا امروز) و بر اساس حقوق بینالملل، نام رسمی این زبان دری ثبت شده است. این نامگذاری دقیق، مانع از آن میشود که جریانهای توسعهطلبِ پان-ایرانیسم، زبان را به ابزاری برای مداخلهٔ استخباراتی و فرهنگی در امور داخلی افغانستان تبدیل کنند. همانطور که کشورهای اتریش و سوئیس با وجود اشتراک زبانی با آلمان، بر ویژگیهای زبانی و استقلال بومی خود تاکید دارند، افغانستان نیز با افتخار پاسدار زبان دری به عنوان میراث مشترک تمام اقوام بومی خود (پشتون، اوزبک، هزاره، تاجیک و ایماق) است.واقعیتِ انکارناپذیر این است، زبان ما دری است؛ زبانی با شکوه، اصیل و برخاسته از دلِ هندوکش و بابا. این زبان به هیچ وجه تابعِ لهجه، واژگان و فرمولهای سیاسیِ کشور ایران نیست. جریانی که تلاش میکند نام دری را حذف کند، به دنبالِ ریشهزدایی از اصالتِ خراسانی افغانستان و باجدهی به پروژههای فرهنگی بیگانگان است. زبان دری کابلی، مایهٔ افتخار و پیوند تمام اقوام افغان است و شناسنامهٔ مستقل آن هرگز مخدوش نمی شود.

لمر

د لمر مجلې په اړه لنډ مالومات دلته.
Back to top button