سه صد و هفده سال قبل از امروز، هنگامیکه نیمهٔ شرقی افغانستان تحت ادارهٔ دولت مغولی هند و نیمهٔ غربی آن تحت سلطهٔ خونین صفویان، آهسته و سوخته نفس میکشید و از بدن پارچه – پارچهٔ این سرزمین، پنجالهای استعمار مغولی از یکسو و چنگال های استعمار صفوی از سوی دیگر جزیه میگرفت، مردی از تبار مردانه گی و شهامت برخاست و در دل این سرزمین اولین خطوط نقشهٔ افغانستان نوین را خط کشید.
میروَیسخان هوتک که بعداً به میرویس نیکه ملقب شد، از بزرگان مردم قندهار بود. وی در قبال جور و ستم بی نهایت صفویان و بخصوص والی ظالم آن، گرگین گرجی، در قندهار خاموش مانده نتوانست و دست اعتراض و احتجاج را بلند نمود.
در سال ۱۱۱۹ ه. ق هنگامیکه دولت صفویان حکومت قندهار را به گرگینخان گرجی سپرد، میرویس خان مورد سؤظن او قرار گرفت و به اصفهان تبعید شد. وی در آنجا با ذکاوت و درایت سیاسی که داشت، به ضعف دولت صفوی پی برد و به بهانهٔ زیارت مکه از شاه حسین صفوی اجازهٔ سفر خواست و راهی آنجا شد. در آنجا میرویس خان موضوع را با علمای دینی در میان گذاشت و برای مبارزه علیه ظلم و استبداد صفوی ها خصوصاً والی تندرو شان گورگین فتوای جهاد اخذ و از آنجا نخست به اصفهان و بعداً به قندهار برگشت.
وی در کندهار بعد از انسجام نیروی های ملی و اعلان قیام سرتاسری علیه صفویان متجاوز و ظالم بر اقامتگاه گرگین حمله برده وی را از بین برد و بیرق آزادی را بر آسمان آبی کندهار بلند نمود. خبر قیام مؤفقانهٔ میرویس خان و کاشتن بذر افغانستان معاصر در دل کندهار زیبا و مردم پرشورش به شاه حسین صفوی به اصفهان رسید، ولی دیگر کار از کار گذشته بود.
دیگر میرویس برخاسته از بین مردم، متکی به زور مردم و باورمند با آیندهٔ زیبای افغانستان برناگشتنی بود. وی خوب میدانست، که بلند کردن بیرق آزادی حتی اگر در ساحهٔ محدود هم باشد، آغازیست برای ایجاد یک کشور وسیع، آزاد، مستقل و دشمن شکن!!! کشوریکه دیگر ناکشوری را نخواهد پذیرفت و برای حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی خود با دست خالی ولی سینهٔ پر، مقابل ابرقدرت هایی که دعوای خدایی دارند و علیهٔ پیمان هاییکه یک عمر ظالمانه بر دنیا حکمروایی کرده اند، خواهد ایستاد و از عزت، آزادی، استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان دفاع خواهد کرد.
ارادهٔ میرویس خان، قیام مؤفقانه اش و ایجاد قلمرو آزاد و مستقل در ساحهٔ تحت تسلط صفوی های بیگانه اولین بذری بود، که از آن درخت رسای وطن روئید و در زیر سایهٔ آن یک ملت با وقار، با شهامت، وطندوست و مبارز پناه گرفت.
میرویس خان هوتک دیر نزیست، ولی دیر زنده ماند.
وی از خود پسری به مردانه گی خود بجا گذاشت، پسری که قیام پدر را از کندهار تا اصفهان، پایتخت استعمار صفوی، وسعت داد و با فرو ریختاندن حکمروایی صفوی، تخت شاهی اصفهان را با مُهر افغان مزین ساخت و بر آن تکیه زد.
شاه محمود هوتک پسر میرویس نیکه چنان مردانه صفویان را شکست داد و پایتخت آن، شهر اصفهان (به اصطلاح ایرانی ها: «اصفهان، نصف جهان» را تسخیر نمود، که فردای آنروز شاه حسین صفوی آخرین پادشاه صفویان به رسم تعظیم و تسلیم به مردانه گی و شهامت وی، تاج خود را به سر او گذاشت و خواهش نمود، که دخترش را به نکاح خود در آورد.
درائیت و جرئتی را که میرویس خان در دل پسر خود، شاه محمود بذر کرده بود، باعث شد، که حدود قلمرو افغانستان معاصر از کندهار تا دل ایران امروزی پیش برده شود و حکمروایان افغان یکبار دیگر بر قلمرو آن سرزمین حکمروایی کنند.
اندیشه، تدبیر و درایت میرویس خان هوتک با جسارت، صلابت و قدرت اداری وی درآمیخت و بنای افغانستان نوین را ریخت. قیام پیروزمندانهٔ وی سرآغازی شد، برای ایجاد امپراطوری وسیع درانی، حکمروایی بارکزایی و دولت های مستقل دیگر در افغانستان.
یادش گرامی و راه اش پر رهرو باد!





