سید جمال الدین افغانی از افسانه تا حقیقت
قسمت پنجم
… در حالیکه امیر عبدالرحمن خان اګر دوست انګلیس ها نبود دشمن آنها هم نبود و در بین دو قدرت بزرګ استعماری جهان، که مملکت او در میان آنها حایل شده بود، پالیسی خاصی را تعقیب مینمود، که انګلیس ها را بر روس ترجیح میداد.
عبدالرحمن خان، در خاطرات خود را جع به پالیسی خود، در میان دو دولت بزرګ همسایه مینویسد:
مسلمانان میدانند ،که راحت و امنیت آنها بسته به این است، که با دولت انګلیس دوست باشند. لهذا به همین جهت با اینکه از دولت انګلستان بیشتر از دولت روس صدمه خورده اند، باز هم ابداً مایل نخواهند بود به مخالفت دولت انګلیس با دولت روس متفق بشوند. و اګر یک وقتی این اقدام را هم بنمایند، اجباری خواهد بود. به ملاحظه دلایل مذکورهٔ فوق مطلبی در باب مقاصد دولت انګلیس و سلطنت هندوستان و نیز به جهت پیشرفت مقاصد دولت عثمانی و ایران و افغانستان خیلی معتنابه می باشد. مطلب مذکور اظهاری است، که اګر اظهار مذکور را سیاسی دان های دول مذکوره قبول نمایند به جهت همه آنها خیلی نافع خواهد بود.
مطلب مذکور اینست، که دولت عثمانی و ایران و افغانستان که سه دولت برادر اسلامی هستند و به یک دین متدین هستند باید با همدیګر کمال اتحاد را داشته باشند و اګر ممکن باشد پای تختهای خود را به واسطه راههای آهن و خطوط تلګراف به یکدیګر وصل نمایند. این تدبیر به منزله دیوار محکمی در مقابل تخطیات استمراری دولت روس بطرف هندوستان خواهد ګردید و به جهت خود دول اسلامی هم اسباب محافظت خواهد شد. چون بنای این اتحاد ثلاثه به جهت منفعت دولت انګلیس میباشد و بیشتر بسته به میل و همراهی دولت مذکوره است هرچه زود تر دولت انګلیس به جهت اجرای این کار اقدام به عمل بیاورد بهتر خواهد بود. تاج التواریخ ص ۵۵۰
در همین موضوع، در یک صفحه دیګر مینویسد:
“ چون توضیح دادم، که افغانستان لزوماً مجبور است با یکی از همسایه های قوی خود اتفاق نماید شکی نیست، که درین اوقات صرفه و منفعت آن درین است، که دولت انګلستان را منتخب نماید و به دوستی و همراهی مشارالیه تکیه داشته باشد. اولاً بجهت اینکه دولت انګلیس هیچ خیالی ندارد، که ایران یا ترکستان را مسخره سازد و بجهت پیشرفت این کار راهی از افغانستان لازم داشته باشد. اما دولت روس درخیال تسخیر هندوستان میباشد و به این واسطه محتاج است، که از مملکت من عبور نماید. ونه فقط به همین که عبور بنماید و از عقب سر تشویش هم داشته باشد، بلکه لازم دارد اګر بتواند افغانستان را متصرف شود….
دوستی افغان به جهت دولت روس هیچ فایده ندارد جز آنکه مشارالیها را بګذارد از افغانستان به طرف هندوستان عبور نماید و این مثل آنست، که افغانستان زیر پای روس ګسترده شود و هرګاه چنین شد افغانستان پایمال عساکر و دولت روس خواهد ګردید. شاید دولت روس به حکمران افغانستان وعده ای هم بدهد، که پنجاب یا نقطه ای دیګری از هندوستان را به او خواهد داد و معاهدات دوستانه نسبت به او اظهار خواهد داشت، که افغانستان باید همیشه مستقل بوده باشد، ولی اینګونه مواعید و معاهدات همان حالت را خواهد داشت، که سایر معاهدات دولت روس داشته است. یعنی همینکه به جهت دولت صرفه نداشته باشد، که معاهده مذکور بیشتر ازین برقرار بوده باشد معاهده مزبور ساقط میشود. اما فرض کنید، که دولت معاهده مذکور را هم نشکست، اګرچه ترک عادت خواهد بود، ولی در آن صورت هم نمی تواند دولت روس بر هندوستان حکومت نمایند بدون اینکه لشکر و مامورین و مسافرین روس و سایرین استمراراً از افغانستان عبور نموده به هندوستان بروند یا از هندوستان مراجعت نموده به روسیه بروند. به این قسم افغانستان همیشه پایمال دولت روس خواهد بود و دولت مشارالیه استطاعت مملکت را از قبیل حیوانات بارکش و آذوقه و امثال آنها به جهت ملزومات خود مصرف خواهد رسانید و افغان ها را به جهت خدمت نظامی خود عنفاً استخدام خواهد نمود و هر جا که جنګی باشد آنهارا در پیش خواهند انداخت و ازین اقدام دو مقصود خواهند داشت: اول آنکه افغان ها را به کشتن داده آنها را تمام نمایند. دوم آنکه عیال و اموال آنها را متصرف ګردند. مسلمان ها در باب حفظ ناموس خود کمال مواظبت را دارند و متحمل نخواهند ګردید، که روس ها با آنها این نوع سلوک نمایند و در مملکت ایشان هرچه بخواهند بکنند….
الغرض پولیتیک افغانستان نسبت به دوهمسایه های قوی خود باید به آن یکی دوستانه باشد، که تعدی اش کمتر است و به آن دولتی که بخواهد از افغانستان عبور نماید یا در استقلال آن مداخله کند باید خصومت بورزد. ولی افغانستان نباید به واسطه حرکات خود هیچ یک از همسایه های مزبور را برنجاند و نباید هیچ یک از آنهارا بګذارد به هیچ بهانه ای داخل خاک آنها شود و اعتنا و اعتماد به معاهدات و به مواعید آنها ننمایند” همان کتاب ص ص ۵۶۳-۶۵
سید جمال الدین افغانی شخص عالم وهوشیار بود، مګر چون همه عمر عزیز خود را در سیاحت سپری نموده بود از مردم، شرایط اجتماعی، سلاطین و تاریخ این کشور بیخبر مانده بود ورنه امیر عبدالرحمن خان در زمان او زندګی میکرد. اګر با شخصیت و افکار امیر بلد میبود هرګز او را نسبت به روس دشمن انګلیس نمیخواند و تعجب آور است، که سید به سوابق بسیار نزدیک خصمانه دوملت همسایه، که به جنګ یکدیګر رفته باشند و در شهرها و دهات خرابی ها و تباهی ها را مرتکب شده باشند هیچ اهمیتی نمیدهند و دلیل او فقط اینست، که هر دو از نژاد آریایی و هردو مسلمان هستند. اګر ایران کشور افغانستان را برادر نژادی و دینی خود فکر میکرد هرګز بر آن حمله ور نمیشد و آن هم بتحریک روسها، که نه برادر نژادی و نه برادر دینی ایرانی ها بوده است.
لازم به تذکر است، که سید در نامه خود به سلطان عثمانی، که قبلاً ذکر نموده ایم، مسلمانان آسیا را در مقابل روس متحد میسازند و در مضامین فوق الذکر دیده میشود، که روس را، در مقابل انګلیس، دوست خود میشمارد و افغانها را توصیه مینماید، که با برادران ایرانی خود متحد شده راه را به عساکر روسیه بدهید و مشترکاً بر هند برتانوی حمله نمایید.
سید جمال الدین افغانی ګاهی ایرانی ها و افغانها را به اتحاد نمودن با روس، بر ضد انګلیس تشویق مینمودند و ګاهی، در قلمرو استعماری برتانیه، هندوستان و بلوچستان بر ضد روسها بیرق جهاد را بلند میکرد. ولی بحیث یک رهبر سیاسی منطقه، بخصوص مسلمانها، هیچګاهی از حماسه دشت میوند و شکست قوای انګلیس و جنګهای خورد کابل مردم افغانستان بر ضد استعمارګران برتانوی، یا از کشته شدن سفیر برتانیه کیوناری، یادآوری نمی نمایند. معلوم میشود، که سید یا از حوادث و جنګ های ملی فوق الذکر افغانها بیخبر مانده و یا چندان اهمیتی نداده اند، که در هر دو صورت قابل سوال میباشد. اګر سید در فعالیت های سیاسی خود، بر ضد برتانیه و ګاهی هم بر ضد روسیه و ګاهی بر ضد شاه ایران به این اندازه مصروف بودند، که برای تبصره بر چنین جنګ و یا جنګ های ملی افغانها فرصتی بدست نیاورده باشد، جای تعجب است، که مؤرخین و نویسنده ګان ما هنوز هم جنبش مشروطیت یا مفکوره مشروطه خواهی، در افغانستان را از اثر فعالیت های سیاسی و تبلیغات ضد استعماری سید میخوانند.
سید در سالهای ۸۰ و ۹۰ قرن ۱۹ برضد شاه ایران به اندازه ای فعال بود، که شاه را مجبور ساخت تا از ترکیه اخراج و فرستادن سید به ایران را درخواست نماید، ولی درهمین سالها افغانستان حماسه سازی های کرده بودند، که در قاره آسیا نه نظیر آن دیده شده بود و نه بعد ازآن دیده شده است. سید نباید از حماسه های قهرمانانه چشم میپوشید و بایست درباره آن مضامینی به نشر میسپرد.
دانش و عقاید سید افغانی:
یګانه اثری علمی سید که، به دسترس ما قرار دارد “الّرد علی الدهریین» است. نویسنده ګان تاریخ ادبیات افغانستان و سوانح نګار سید افغانی، مخزومی محمد باشاه مینویسد، که سید به خاطر مصروفیت های زیاد نمیتواست، کتاب های علمی را تألیف نمایند.
معهذا ادوارد براون مینویسد“ … حکومت ترک محض حفظ صلح و آرامش به وی فرمان داد، که برای مدتی قسطنطنیه را ترک ګوید. سید مجداداً به مصر رجعت و در ۲۲ مارچ ۱۸۷۱ به آن سرزمین رسید….
این سلسله ادامه دارد…



